آمدم تا مست و مدهوشت کنم اما نشد عاشقانه تکیه بر دوشت کنم

آمدم تا مست و مدهوشت کنم اما نشد عاشقانه تکیه بر دوشت کنم اما نشد آمدم تا از سر دلتنگی ام گریه تلخی در آغوشت کنم اما نشد نازنینم یاد تو هرگز نرفت از خاطرم سعی کردم فراموشت کنم اما نشد
دیدگاه ها (۱)

اصلا قرار نیست کـــه سرخم بیاورمحالا که سهم من نشدی کم بیاور...

تن من زخمی است… یک خراش کمتر یا بیشتر چه فرقی دارد…؟! راحت ب...

هیچ چیز آدم را تا این حد نمی سوزاندکه اطرافیانت بگویند اگه د...

چقدر باید خودمو سرگرم کنم؟چقدر خودمو ب بی خیالی بزنم و بگم م...

#عاشقانه_های_من#شعر #شعر_های_زیبا#زیبا #خاص #عاشقانه #دلبران...

شکر برای صبری که در دلتنگی‌هابه من بخشیدی تا از پا نیفتم.شکر...

#عاشقانه_های_من#موزیک #ترانه #آهنگ#ویدیو_موزیک #موزیک_ویدیو#...

نرگس چشم تو از آینه پیداست هنوز تپش قلب من از شوق تمناست هنو...

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

فصل 1پارت 3به جای اینکه مثل مامانم گریه کنم ترسیده بودم واسه...

وقتی جلوشون گریه میکنیم

رمان عشق ممنوع

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط