عشق یعنی ، سینه ام در هر نفس ، درگیر توست...

عشق یعنی ، سینه ام در هر نفس ، درگیر توست...
بر پلاکم ، نام تو ، بر گردنم ، زنجیر توست....

عشق یعنی ، چشم تو همرنگ عاشق، گشتن است...
در دل چشمت نوشته ، عشق من ، تقدیر توست...

در صدور ، حکم مرگ من ، تعلل می کنی..
چونکه میدانی ، طپیدن های دل ، تکبیر توست...

خواب من ، آغشته ی ابهام بیداری ، شده است...
چشم باز و بسته ام ، پیوسته بر ، تصویر توست..

منطق خشک ارسطو ، واقعا بی منطق است..
احترامم. هر نفس ، وابسته ی تحقیر توست...
دیدگاه ها (۲)

ایســــتاده امـــــبگــــذار ســـــرنوشـــت راهـــــش را بــ...

ای صبا با تو چه گفتندکه خاموش شدی ،چه شرابی به تو دادندکه مد...

خسته‌ام از بی‌قراری، خسته از تکرارهابا تو از دلشوره‌هایم گفت...

ای شرقی قشنگ! که شعرم برای توستدر بیت بیت هر غزلم رد پای توس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط