روزگار عوض شد

روزگار عوض شد
مثل دفترهای قدیمی کاهی بودیم
دو به دو با هم
هرکداممان را که میکندند
آن یکی هم بیرون میزد از زندگی !
حالا سیمی مان کردند
که با رفتن دیگری کَک مان هم نگزد
دیدگاه ها (۱)

سخـــت اســـــت خیلی ســخت وقتــــــی بـــــــدانی او کجــــ...

خاطراتی که آدماش رفتن و دیگه نیستن غم انگیزه ؛ولی خاطراتی ک...

مینویسم برای تو از دست رفتهکه هرکجای جهانی، بازگرد...مینویسم...

خواستم ببینم دوری یعنی چه؟!یعنی چند بار عقربه ی ساعت را دوره...

جونگکوک هیچ واکنشی نشان نداد. انگار نه آوا را می‌دید و نه صد...

روزگاری در گذشته‌هایِ دور، ساکنِ اقلیمِ بی‌خیالی بودیم؛ همان...

# سایه محافظ ## پارت دوم ### راهی به سوی روستا زینب از جنگل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط