دل زود باورم را به کرشمهای ربودی

دل زود باورم را به کرشمه‌ای ربودی
چو نیاز ما فزون شد تو به ناز خود فزودی

به هم الفتی گرفتیم ولی رمیدی از ما
من و دل همان که بودیم و تو آن نه ای که بودی

رهی_معیری......
دیدگاه ها (۲)

دیدم آن چشم سیه وای که دیوانه شدمبر سر چشم پر از ناز تو پروا...

..

🚫 زودقضاوت کردن🚫

#مردها تشنه روز مرد نیستند...مردها به یک روز قدردانی در سال ...

🌱🍒پیکر تراش پیرم و با تیشه ی خیالیک شب تو را ز مرمر شعر آفری...

سؤال

#شعر«گفته بودی که چرا محوِ تماشایِ منی»یا چرا در پیِ چشمانِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط