چشم از او جلوه از او ما چه حریفیم ای دل

چشم از او جلوه از او ما چه حریفیم ای دل
چهره‌ی اوست که با دیده‌ی او می‌بینم

با خیال تو که شب سربنهم بر خارا
بستر خویش به خواب از پر قو می بینم
دیدگاه ها (۱)

" ولنتاین "باز آمد وبا نیشخندی تنهایی مان را به رخ مان کشید....

هر چه شدچرایی داشتجز دوست داشتن...

خیال آمدنت دیشبم به سر می‌زدنیامدی که ببینی دلم چه پر می‌زدب...

بسم الله الرحمن الرحیم بغضی نشسته در گلوی من ای دل چه می‌کنی...

پیکرتراش پیرم و با تیشه‌ی خیالیک شب تو را ز مرمر شعر آفریده‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط