پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت:
پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت:
سردت نیست؟
گفت عادت دارم.
پادشاه گفت:
میگویم برایت لباس گرم بیاورند.
و فراموش کرد!
صبح جنازه ی نگهبان را دیدند روی دیوار نوشته بود:
به سرما عادت داشتم اما وعده ی لباس گرمت مرا از پای درآورد!
مواظب وعده هایمان باشیم...!
سردت نیست؟
گفت عادت دارم.
پادشاه گفت:
میگویم برایت لباس گرم بیاورند.
و فراموش کرد!
صبح جنازه ی نگهبان را دیدند روی دیوار نوشته بود:
به سرما عادت داشتم اما وعده ی لباس گرمت مرا از پای درآورد!
مواظب وعده هایمان باشیم...!
- ۳.۸k
- ۱۰ آبان ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط