عشق من
عشق من
p22
ا.ت:نگه دار میخوام پیاده شم
در قفل بودو هیچحرفی نمیزد
ا.ت:با تومم میگم درو باز کن
از این که بی جواب میزاشت بدم میومد ترجیح دادم ساکت شم
رسیدیم امارت
کوک:پیاده شو
بازومو گرفت
ا.ت:ولم من خودم میتونم بیام
انگار نه انگار با اون بودم
منو میکشوند
رسیدیم عمارت
یوها:پسرم چی شده
کوک:هیچ کس تکرار میکنم هیچ کس حق نداره وارد اتاقمون بشه حتی اگه هر صدای اند حق وارد شدن ندارید فهمیدین*با داد
یوها:پسرم اروم باش
ا.ت:لطفا جونگ کوک بسه
کوک:تو دهنتو ببند ا.ت فهمیدی ببند
منو داشت میبرد بالا
یوها:پسرم باهاش چیکار داری ولش کن
انقدر ترسیده بودم که نگو یعنی چی هر صدای امد نیاین مگه میخواست چی کارم کنه
کلی داشتم تقلا میکردم
ا.ت:جونگ کوک ولم کن میخوای چیکار کنی ولم کن
وارد اتاق شدیمو درو کوبید و قفل کرد
ا.ت:ج جونگ کوک کافیه تو زده به سرت
کوک:اره زده به سرم اونم بد جور
داشتم تقلا میکردم برم بیرون
اما نمیشد رفتم سمتش
ا.ت:تو چته ها چته به تو چه من باکی میرم بیرون با کی نمیرم*با داد
کوک:به من ربط داره فهمیدی ا.ت کاری نکن بلای سرت بیارم مرغای اسمون به حالت گریه کنن
ا.ت:تو هیچی من نیستی هیچی من حق اینطور برخوردی رو باهام نداری تو کی باشی ها*داد
یهو محکم زد صورتم که افتادم رو تخت شوک بودم الان منو زد
امد روم خیمه زد
کوک: یه بلای سرت بیارم که خودت از حرفات پشیمون شی
از چشماش اتیش میبارید
ا.ت:جونگ..
یهوو......
..............
پارت بعدی ا.س.م.ا.ت.ه🔞
به خاطر بعضی بی جنبه ها تو پیج گذاشته نمیشه هرکسی میخواد پیوی پیم بده که براش بفرستم
بوس به کلتون💋
p22
ا.ت:نگه دار میخوام پیاده شم
در قفل بودو هیچحرفی نمیزد
ا.ت:با تومم میگم درو باز کن
از این که بی جواب میزاشت بدم میومد ترجیح دادم ساکت شم
رسیدیم امارت
کوک:پیاده شو
بازومو گرفت
ا.ت:ولم من خودم میتونم بیام
انگار نه انگار با اون بودم
منو میکشوند
رسیدیم عمارت
یوها:پسرم چی شده
کوک:هیچ کس تکرار میکنم هیچ کس حق نداره وارد اتاقمون بشه حتی اگه هر صدای اند حق وارد شدن ندارید فهمیدین*با داد
یوها:پسرم اروم باش
ا.ت:لطفا جونگ کوک بسه
کوک:تو دهنتو ببند ا.ت فهمیدی ببند
منو داشت میبرد بالا
یوها:پسرم باهاش چیکار داری ولش کن
انقدر ترسیده بودم که نگو یعنی چی هر صدای امد نیاین مگه میخواست چی کارم کنه
کلی داشتم تقلا میکردم
ا.ت:جونگ کوک ولم کن میخوای چیکار کنی ولم کن
وارد اتاق شدیمو درو کوبید و قفل کرد
ا.ت:ج جونگ کوک کافیه تو زده به سرت
کوک:اره زده به سرم اونم بد جور
داشتم تقلا میکردم برم بیرون
اما نمیشد رفتم سمتش
ا.ت:تو چته ها چته به تو چه من باکی میرم بیرون با کی نمیرم*با داد
کوک:به من ربط داره فهمیدی ا.ت کاری نکن بلای سرت بیارم مرغای اسمون به حالت گریه کنن
ا.ت:تو هیچی من نیستی هیچی من حق اینطور برخوردی رو باهام نداری تو کی باشی ها*داد
یهو محکم زد صورتم که افتادم رو تخت شوک بودم الان منو زد
امد روم خیمه زد
کوک: یه بلای سرت بیارم که خودت از حرفات پشیمون شی
از چشماش اتیش میبارید
ا.ت:جونگ..
یهوو......
..............
پارت بعدی ا.س.م.ا.ت.ه🔞
به خاطر بعضی بی جنبه ها تو پیج گذاشته نمیشه هرکسی میخواد پیوی پیم بده که براش بفرستم
بوس به کلتون💋
- ۷.۸k
- ۲۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط