آیدل جذاب من
آیدل جذاب من
پارت³⁹
که اومد و پیش من نشست و جیهوپ پیش تهیونگ نشست
اشاره ای به گردنش کردم
آنا:بهتون خوش گذشتا!خوب شد کارای دیگه ای نکردین
ات:چرا کارای دیگه ای هم کردیم
آنا:چییییییییی!!!!!!
ات:هیـــــس
آنا:ات چیکار کردین!!!
ات:بابا دیشب....(ماجرا رو تعریف میکنه)
آنا:اوه!یعنی تو دیگه زن جیهوپییییی
ات:آرهههه
آنا:فک کردم ففط در حد کیس مارکه!
ات:هعی چی بگم؛شماها چه خبر
آنا:وااا،منظورت چیهه؟شماها دیشب خوش گذروندین
ات:چچ
نگاهی به تهیونگ انداختم که متوجه شدم با جیهوپ دارن حرف میزنه،ضربه ای به پهلوش زدم که سمتم برگشت
آنا:اینا دیشب خیلی پیش رفتن
تعجب کرد
تهیونگ: منظورت چیه؟
در گوشش گفتم
آنا:ات الان مال جیهوپه
تهیونگ ابروهاشو بالا داد و پوزخندی زد
تهیونگ:میدونستم
جا خوردم و لبخند ضایعی زدم
که غذا رو آوردن
ادامه دارد...
پارت³⁹
که اومد و پیش من نشست و جیهوپ پیش تهیونگ نشست
اشاره ای به گردنش کردم
آنا:بهتون خوش گذشتا!خوب شد کارای دیگه ای نکردین
ات:چرا کارای دیگه ای هم کردیم
آنا:چییییییییی!!!!!!
ات:هیـــــس
آنا:ات چیکار کردین!!!
ات:بابا دیشب....(ماجرا رو تعریف میکنه)
آنا:اوه!یعنی تو دیگه زن جیهوپییییی
ات:آرهههه
آنا:فک کردم ففط در حد کیس مارکه!
ات:هعی چی بگم؛شماها چه خبر
آنا:وااا،منظورت چیهه؟شماها دیشب خوش گذروندین
ات:چچ
نگاهی به تهیونگ انداختم که متوجه شدم با جیهوپ دارن حرف میزنه،ضربه ای به پهلوش زدم که سمتم برگشت
آنا:اینا دیشب خیلی پیش رفتن
تعجب کرد
تهیونگ: منظورت چیه؟
در گوشش گفتم
آنا:ات الان مال جیهوپه
تهیونگ ابروهاشو بالا داد و پوزخندی زد
تهیونگ:میدونستم
جا خوردم و لبخند ضایعی زدم
که غذا رو آوردن
ادامه دارد...
- ۹۸
- ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط