روی دنیا ببند پنجره را، تا کمی در هوای من باشی

روی دنیا ببند پنجره را، تا کمی در هوای من باشی
چون قرارست بعد ازاین تنها، بانوی شعرهای من باشی

چند بیتی به یاد تــو غمگین...چند بیتی کنار تو لبخند...
عصرها عشق می زند به سرم، تلخ و شیرین چای من باشی

من بخوانم تو سر تکان بدهی، تو بخوانی دلم تکان بخورد
آخــرِ شعـر ازخودم بروم، تو بمانـی صدای من باشی

من پُرم از گناه و آدم و سیب، از تو و عاشقانه های نجیب
نیتت را درست کن این بار، جای شیطان خدای من باشی

با چه  نامی تو  را صدا  بزنم!؟  آی  خاتون  با  شکوه  غزل!
"عشق"هر چند اسم کوچک توست، دوست دارم"شما"ی من باشی

کاش یک شب به جای زانوی غم، شانه های تو بود در بغلم
در تب خواب ها و حسرت ها، کاش یک لحظه جای من باشی

شاید این بغض آخرم باشد، چشم های مرا ندیده بگیر
فکر دیوانه ای برای خودت، فکــر چتری برای من باشی

بیت آخر همیشه بارانی ست... هر دو باید به خانه برگردیم
این غزل را مرور کن هر شب، تا کمی در هوای من باشی...
دیدگاه ها (۱۷)

خزان که مال ماشد بهارمال شما........صاف وساده بگویم سلام حال...

تو این روزهای سرد پاییزیقوری دلتون پر از چای خوشرنگطاقچه فک...

کجای این جنگل شب پنهون می‌شی خورشیدکم؟ پشت کدوم سد سکوت پر م...

لیلای من! اینهمه زیبا شدنت کاری نیست؟ در دل هر غزلی جا شدنت ...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.54(روایت از زبان ا.ت)هن...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

حال دل من... 🥺💔آقا… آقایِ جانِ من، صدایم را می‌شنوی؟دورت بگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط