مرگ من روزی فراخواهدرسید دربهاری روشن ازامواج نور درزمستا

مرگ من روزی فراخواهدرسید دربهاری روشن ازامواج نور درزمستانی غبارآلودودود یاخزانی خالی ازفریادوشور مرگ من روزی فراخواهدرسید روزی ازاین تلخ وشیرین روزها روزپوچی همچوروزان دگر سایه ای زامروزها،دیروزها! دیدگانم همچودالان های تار گونه هایم همچومرمرهای سرد ناگهان خوابی مراخواهدربود من تهی خواهم شدازفریادودرد خاک میخواندمراهردم به خویش می رسند،ازراه تادرخاکم نهند آه!!! شایدعاشقانم نیمه شب گل به روی گورغمناکم نهند می رهم ازخویش ومیمانم زخویش هرچه برجامانده ویران می شود روح من چون بادبان قایقی درافق هادوروپنهان میشود بعدهانام مراباران وباد نرم می شویندازرخسارسنگ گورمن گمنام میماندبه راه فارغ ازافسانه های نام وننگ مرگ من روزی فراخواهدرسید...
دیدگاه ها (۲۳)

یک شبی مجنون به خلوتگاه نازبا خدای خویشتن می‌گفت رازکی خدا ن...

دل داده ام بر باد، بر هر چه بادا بادمجنون‌تر از لیلی، شیرین‌...

سلامم را تو پاسخ گوی،در بگشایمنم من،میهمان هرشبت،لولی وش مغم...

این روزهاک میگذرند.....هرروزاحساس میکنم ک کسی در بادفریاد می...

مرگ من روزی فراخواهدرسید...دربهاری روشن ازامواج نور...درزمست...

مرگ من روزی فراخواهدرسیددر بهاری روشن از امواج نوردرزمستانی ...

مرگ من روزی فرا خواهد رسیددر بهاری روشن از امواج نوردر زمستا...

مرگ من روزی فـــرا خـــواهد رسید در بهـــــاری روشن از امــ...

"فروغ فرخزاد" مرگ منمرگ من روزی فرا خواهد رسی...

مرگ من روزی فرا خواهد رسید در بهاری روشن از امواج نور در زمس...

مرگ من روزی فرا خواهد رسیددر بهاری روشن از امواج نوردر زمستا...

سلام عزیزای دل لطفا لایک کامنت بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀...

لایک بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط