عاشقت بودم ولی ناجور سوزاندی مرا

عاشقت بودم ولی ناجور سوزاندی مرا
نقره داغش میکنم دل را اگر یادت کند
دیدگاه ها (۰)

هر چه مرهم می‌گذارم، بند می‌آید مگر؟ ای وطن، خون تو از اروند...

پدربزرگ بین دو کوه آجر چید و خشت به خشت بالا رفت تا دو کوه ر...

زیباتر از آنی که در شعرت بگنجانم.

برای کسی دل به دریا بزنیدکه همسفر بخواهد،نه قایق.

او قبر مرا می کند،من نگران زخم شدن دستانش بودم...!

دلتنگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط