من به فرمان دلم دلبر نوازی میکنم

من به فرمان دلم دلبر نوازی میکنم،،،
دلبرم شاید نداند عشق بازی می کنم،،،،،
عاشقانه می پرستم خال لبهایش ولی،،،
او نمیداند که من مهمان نوازی می کنم،،،،،
باد, گیسوانش را به این سو وبه آن سو میبرد،،
من چونان بادی کنارش یکه تازی میکنم،،،،،،
او چونان نیلوفری با نور بازی میکند ،،،،،،
من چنان یک مرغ عاشق همنوازی میکنم،،،،،
عاقبت یک شب برایش می نویسم نامه ایی
،،،راز خود را زیر مهتاب نگاهش باز سازی می کنم!!!!!
دیدگاه ها (۳)

تماشای پستای قبلی و از دست ندید....من حسادت می کنم حتی به تن...

دلم تنــهای تنها می شود ، ... وقتی نمی آیــینگاهم غرق رویــا...

عشق رابیمعرفت ' معنا مکن زر نداری ' مشت خودرا وا مکنگر نداری...

آیینه می شوم به تماشا که می رسیقبل از طلوع روشن فردا که می ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط