ای چشم تو دلفریب و جادو

ای چشم تو دلفریب و جادو
در چشم تو خیره چشم آهو

در چشم منی و غایب از چشم
زان چشم همی‌کنم به هر سو

صد چشمه ز چشم من گشاید
چون چشم برافکنم بر آن رو

چشمم بستی به زلف دلبند
هوشم بردی به چشم جادو

هر شب چو چراغ چشم دارم
تا چشم من و چراغ من کو

آه
درد است ڪه با نسیم گرمی برود

آنڪس ڪه به خاطرش به طوفان زده ای
دیدگاه ها (۱۲)

هر جا که دری بود زدمدر طلب او ویران شود این دل که چنین در به...

آخرش هم زیر این خاک آرام خواهیم گرفت، مایی که روی این خاک، آ...

منم و داغ نگاهی که به قلبم زده ایآتش خرمن آهی که به قلبم زده...

هرگز به جای خالی ات عادت نمی کنمحتی به بی خیالی ات عادت نمی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط