خدایا یادت هست دستش گرفتم آوردم پیشت گفتم من فقط این میخو

خدایا یادت هست دستش گرفتم آوردم پیشت گفتم من فقط این میخوام گفتی این نه بهتر از این برات گذاشتم کنار،پام کوبیدم گفتم من همینو میخوام آروم تو گوشم گفتی آخه اون ازمن قول یکی دیگرو گرفته!
دیدگاه ها (۳)

صفا گرفته دلم از صفای ثاراللهنوای مرغ دلم در نوای ثارللهزصبح...

یک واقعیت تلخ ...

نام تو مرا دوای درد است حسینبی یاد تو بین که چهره زرد است حس...

امشب زمین و آسمان گردیده پر شور و شعفامشب تمام عرشیان بهر زی...

روباه کوچولوی من پارت بیست و چهارم ꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو چویا...

#in_your_eyes part_85ویو کایلایک روز از مرخص شدنم گذشته بود....

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 210♡⁠。⁠)فقط صدا...

🍷🌹…………………………پارت۱۱…………………………🌹🍷#معشوقه_آلفا………………… ویو مین ……...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 208♡⁠。⁠)⁩با آرا...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁹دستش رو به سمتم دراز کرد._بیا..صدای ...

#in_your_eyespart_78ویو جونگ کوکچند ساعت گذشته بود...اما حتی...

عنوان: به عنوانِ دوست پسرت (یوتا اوکوتسو)وقتی با هم راه می‌ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط