خواستم آرزوهایم را

خواستم آرزوهایم را
به رخ روزهایم بکشم
دیدم
تو با روزها دست به یکی کرده ای
آنها خودت را دارند
و من فقط حسرتت را
زبانم بند آمد
دیدگاه ها (۱)

نه بهار با هیچ اردیبهشتی نه تابستان با هیچ شهریوری و نه زمست...

در تمام لحظاتم تکرار می شوی امــــــــــــــــــــــــــــا ...

می دانی …پزشکان که هیچ حتی مامورین بازیافت هم از قلب شکسته ق...

برای یک نفر !اما دلت می گیرد ، چشمانت پر از اشک می شود ، قلب...

پارت ۳ویو شوگاچطوره اونو به سرپرستی بگیرم اون که خانواده ای ...

#قمار_سرنوشت پارت¹²ویو لونا از ماشین پیاده شدم و رفتم تو عما...

p𝑎𝑟𝑡13اسم فیک:𝑗𝑖𝑚𝑖𝑛 𝑎𝑛𝑑 𝑢𝑜𝑠ℎ𝑎ویو یوشا:با درد زیاد شکمم بلند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط