مینویسم و باز هم مینویسم

مینویسم و باز هم مینویسم
مینویسم از اشک هایی که در گلویم همانند سدی جمع شده مینویسم از آن بعضی که در گلویم سنگ شده مینویسم از آن روزی که وقتی تورا دیدم همه این بلاها روی سرم جمع شده
آری تو و همینطور چشمان تو شروع همه‌چیز من بود ولی پایان خوشی نداشت...!
دیدگاه ها (۰)

وایییییی ولی این اهنگ قفلی زدم روش خژلی قشنگ من نمیدونم چرا ...

گول نزن....!

جوری ک با این اهنگ اشک میریزم مخصوصا مرور😭💔🥺

عاشقانه های شبنم

♛𝕬𝖓𝖓𝖎𝖍𝖎𝖑𝖆𝖙𝖔𝖗♛پارت۷ات ویو با داد معلم بیدار شدم معلم: سر کلاس...

اول یک نفر ایستاده است .با چشمان بی روح سیاه ، کت و شلوار گش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط