مینویسم و باز هم مینویسم

مینویسم و باز هم مینویسم
مینویسم از اشک هایی که در گلویم همانند سدی جمع شده مینویسم از آن بعضی که در گلویم سنگ شده مینویسم از آن روزی که وقتی تورا دیدم همه این بلاها روی سرم جمع شده
آری تو و همینطور چشمان تو شروع همه‌چیز من بود ولی پایان خوشی نداشت...!
دیدگاه ها (۰)

وایییییی ولی این اهنگ قفلی زدم روش خژلی قشنگ من نمیدونم چرا ...

گول نزن....!

جوری ک با این اهنگ اشک میریزم مخصوصا مرور😭💔🥺

خدمتکاره عمارت ارباب پارت دو

‌‌ ‌‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌به نام خداندی که...

P44ا.تاینجا کجاست ؟متروکه؟وای ....چقدر سرم درد می‌کنه نگاهی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط