مینویسم و باز هم مینویسم

مینویسم و باز هم مینویسم
مینویسم از اشک هایی که در گلویم همانند سدی جمع شده مینویسم از آن بعضی که در گلویم سنگ شده مینویسم از آن روزی که وقتی تورا دیدم همه این بلاها روی سرم جمع شده
آری تو و همینطور چشمان تو شروع همه‌چیز من بود ولی پایان خوشی نداشت...!
دیدگاه ها (۰)

وایییییی ولی این اهنگ قفلی زدم روش خژلی قشنگ من نمیدونم چرا ...

گول نزن....!

جوری ک با این اهنگ اشک میریزم مخصوصا مرور😭💔🥺

Part9

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط