جیمین وارد اتاق تهیونگ شد که با دیدن صحنه روبه روش میخکوب شد

" 𝑀𝓎 𝓌𝒾𝓁𝒹 𝒷𝑜𝓎 𝒻𝒾𝓇𝑒𝒹 ² "
𝒫𝒶𝓇𝓉 : 𝟑𝟖




جیمین وارد اتاق تهیونگ شد که با دیدن صحنه روبه روش میخکوب شد
جسم بیجون تهیونگ روی تخت بود و اطرافش پر شیشه های شکسته مشروب انگار زلزله اومده بود کل وسایل اتاق شکسته و روی زمین پرت شده بودند
جیمین با ترس قفل فرمون که داخل دستش بود روی زمین انداخت و به سمت تهیونگ دوید
بدنش سرد بود و نبضش نمیزد مغزش هنگ کرده بود باورش نمیشد ایم همون کیم تهیونگ قوی که توفان هم تکونش نمی‌داد بود خیلی شکسته و بیجون شده بود
اولین چیزی که به ذهنش رسید این بود که زنگ بزنه آمبولانس و همین کار رو کرد اما شاید دیگه دیر شده بود




...............................................




ویو جونگ کوک‌

بعد از تحویل دادن اون بسته سوار ماشین شدم اون دختر بد جور ذهنم درگیر کرده لعنتی این دختره چقدر شبیه ات بود ولی محاله از ممکنه ام ات باشه من خودم به مراسم ختمش رفتم اون نمیتونه زنده باشه


*صدای زنگ گوشی*

@بله
÷جونگکوک...ت‌تهیونگ...تهیونگ*گریه نگران*
@چی تهیونگ چی
÷*گریه*
جون بکن بگو چیشده*داد*
÷تهیونگ رفت کما*گریه*
@.......



ادامه دارد‌‌‌‌............

ببخشید کم شد

کسی بیداره ؟ خوابم نمیبره
دیدگاه ها (۳۶)

" 𝑀𝓎 𝓌𝒾𝓁𝒹 𝒷𝑜𝓎 𝒻𝒾𝓇𝑒𝒹 ² "𝒫𝒶𝓇𝓉 : 𝟑𝟗[ مکالمه تماس ]@ بله÷جونگکوک...

" 𝑀𝓎 𝓌𝒾𝓁𝒹 𝒷𝑜𝓎 𝒻𝒾𝓇𝑒𝒹 ² "𝒫𝒶𝓇𝓉 : 𝟒𝟬+میگم..این پسره که بسته رو ب...

لینک ناشناسم خوشحال میشم درمورد فیکم نظر بدید 👇🏻https://harf...

" 𝑀𝓎 𝓌𝒾𝓁𝒹 𝒷𝑜𝓎 𝒻𝒾𝓇𝑒𝒹 ² "𝒫𝒶𝓇𝓉 : 𝟑𝟕مرد چند تا از برگه هارو جدا ...

شب تولدم پارت 6 جونگ کوک: اتتتتتتتتتت(داد و گریه) جیمین: تهی...

pert= 3

وحشی پارت 20 +۱۸تهیونگ: باش فقط به خاطر توات: مرسی بیا اول ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط