دلیل ها دارد این گرفتگی

دلیل ها دارد این گرفتگی ،
این باران بی بهانه نمیریزد ،
خاک ، گل ، یا دلی تشنه ی این باران ،
این باران بهانه میخواهد ...
فرقی نمیکند کجای دنیا ایستاده ای ،
گاهی حتی خودت هم صدای خودت را نمیشنوی ،
ابرها که جای خود دارند ،
بغض کنند و نبارند ،
بغض ؛
وقتی زیاد شود ،
حرف زدن را فراموش میکنی ،
از خودت گفتن را ،
قدم زدن را...
شنبه و دوشنبه و جمعه ندارد ،
مترو و اتوبوس و کنج اتاق نمیشناسد ،
دوست و فامیل و پدر و مادر سرش نمیشود ،
وقتی بیاید ، آب دهانت را به زور قورت میدهی ،
سینه درد را بهانه میکنی !
سینه درد را ...
وقتی درد زیاد شود ، راه نفس که بگیرد ،
ریه که به خس خس بیفتد ،
سینه درد را بهانه میکنی ...
کاش بلد بودم کمی ، فقط کمی از دردهایم را دور بریزم ،
کاش میشد ،
تا انقدر روی هم تلنبار نشوند و سنگینی نکنند ...
کاش میشد بغض ابرها به باران برسد ،
من و ابرها بباریم ،
خشک شد این سینه ی پر درد و بغض ...
کمی بهانه میخواهد ...
دیدگاه ها (۲۳)

اولین روزی که نبودی، وقتی بیدار شدم با خودم گفتم زود پاشم بر...

" کوچت را باور ندارم "دلم امروز چه سخت گرفتهرفتنت زود بودیاد...

گفت:دلی که شکسته،مثل دست و پایِ شکسته می ماند...ترک هایش، زخ...

سالها از رفتنت میگذرد و من هر روز،با طلوع خورشیدلبانم را با ...

در آغوش نفرت

میبینمت؛باز هم رو در روی همدیگر قرار گرفتیم. بعد از نگاهی به...

پارت 55

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط