آدمیزاد؛ نه ناگهان، بلکه ذره ذره یک چیزهایی را می اندازد

آدمیزاد؛ نه ناگهان، بلکه ذره ذره یک چیزهایی را می اندازد دور!
چیزهایی را که زندگی کرده بود، عشق ورزیده بود، به راحتی که نه، با تکه ای از خودش می اندازد دور!
دیگر " او " را " تو " خطاب نمی کند،
موهایش را کوتاه نمی کند
شب ها شعر و موسیقی گوش نمی کند
روزها دل از آواز خواندن می کشد!
آدمیزاد، ذره ذره لابه لای زندگانی می میرد، و همه گمان می کنند ناگهان مُرده است!

#سپیده_امیدی
دیدگاه ها (۲)

ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺗــﺎﺳـﻒ، ﺑـﺮﺍﯼ ﺗﻤـﺎﻡ ﮐﺴﺎﻧــﯽ ﮐـﻪﺑـﺎ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻣ...

r

چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی نه غمگسارینه به انتظار یاری نه...

r

پارت ۵۴ رومان _ سناریو _ پارت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط