تنهاییِ من
تنهاییِ غنچه‌ای‌ست
که زمستان باز شد ...
دیدگاه ها (۱)

‌آنقدر تنهایم که حتی دردهایمدیگر شبیه دردهای هیچ‌کس نیست

‌‏دستهایت را چون خاطره‌ای سوزاندر دستان عاشق من بگذار...

‌آغاز و ختم ماجرالمس تماشای تو بود!

‌مسافرِ چشم‌به‌راهی‌های منبی‌گاهان از راه بخواهد رسید...ای ه...

ای غنچه به خون نشستهــ.... 🥀

سپیدی برفچشمان عاشقی ستخیره بر رد پای معشوقه ای کهیک زمستاند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط