ویو جونگکوک
ویو جونگکوک:
همینطور که داشتم جاده رو نگاه میکردم که نفهمیدم ساعت کی گذشت که رسیدم نگاهی به ا.ت کردم که خواب بود خواستم بیدارش کنم پس یکم نزدیکش شدم که زخم گوشه لباشو دیدم حتما خیلی درد داشت وایسا ببینم نکنه...نکنه....دارم عاشقش میشم نه نه جونگکوک خودتو جمع کن نمیتونی عاشق این دختره دهاتی بشی آره تو عاشق هانایی آره
ویو ا.ت:
همینطور که میخواستم بیدار شم نگاه خیره ای رو روی خودم حس کردم همینکه چشمام رو باز کردم جونگکوک رو توی فاصله ی کمی از خودم دیدم شوکه شده بودم همینطور که بهم خیره شده بودیم یهو جونگکوک عقب رفت و گفت
جونگکوک:پیاده شو(سرد)
ا.ت:ببخشید حواسم نبود یهو به خواب رفتم(آروم)
(کالیس:بچه ها من نمیتونم همیشه بنویسم که جونگکوک سرد و داد اینا حرف میزنم شما خودتون بفهمید که همهی حرف های جونگکوک سرد و همه حرف های ا.ت خجالتی و آروم هستش)
جونگکوک:حالا که بیدار شدی برو پایین
ا.ت:بله
ویو جونگکوک:
همینکه داشتم نگاش میکردم بیدار شد از قیافه اش معلوم بود شوکه شده
خب منم بودم شوکه میشدم
ویو ا.ت:
ادامه دارد
فالوور هام ۳ تا اضافه شن
همینطور که داشتم جاده رو نگاه میکردم که نفهمیدم ساعت کی گذشت که رسیدم نگاهی به ا.ت کردم که خواب بود خواستم بیدارش کنم پس یکم نزدیکش شدم که زخم گوشه لباشو دیدم حتما خیلی درد داشت وایسا ببینم نکنه...نکنه....دارم عاشقش میشم نه نه جونگکوک خودتو جمع کن نمیتونی عاشق این دختره دهاتی بشی آره تو عاشق هانایی آره
ویو ا.ت:
همینطور که میخواستم بیدار شم نگاه خیره ای رو روی خودم حس کردم همینکه چشمام رو باز کردم جونگکوک رو توی فاصله ی کمی از خودم دیدم شوکه شده بودم همینطور که بهم خیره شده بودیم یهو جونگکوک عقب رفت و گفت
جونگکوک:پیاده شو(سرد)
ا.ت:ببخشید حواسم نبود یهو به خواب رفتم(آروم)
(کالیس:بچه ها من نمیتونم همیشه بنویسم که جونگکوک سرد و داد اینا حرف میزنم شما خودتون بفهمید که همهی حرف های جونگکوک سرد و همه حرف های ا.ت خجالتی و آروم هستش)
جونگکوک:حالا که بیدار شدی برو پایین
ا.ت:بله
ویو جونگکوک:
همینکه داشتم نگاش میکردم بیدار شد از قیافه اش معلوم بود شوکه شده
خب منم بودم شوکه میشدم
ویو ا.ت:
ادامه دارد
فالوور هام ۳ تا اضافه شن
- ۶.۲k
- ۰۷ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط