آیدل خلافکار
آیدل خلافکار Part=1
برای این که خرج خودم رو بدم میخوام برم تو بار کار کنم چون نه مامان دارم نه بابا پس رفتم من یک جنده نیستم ولی خب مجبورم رفتم به یک بار ثبت نام کردم منتظر بودم که یک دختره ای اومد و گفت که باید از الان شروع به کار کنم ساعت نه اینا بود بهم گفت برم تو اتاق و منتظر باشم من از قبل یک لباس کوتاه از لباس هایه بار برداشته بودم و پوشیده بودم رفتم و رویه تخت نشستم و فکر میکردم که ببین از کجا به کجا رسیدی مثلاً میخواستی بری ایدلت رو ببینی ولی چی شد الان اومدی اولین جندگیت رو بکنی اونم تویه بار من قرار بود چان رو ببینم هیونجین فلیکس لینو و...
در باز شد سرم رو آوردم بالا نفس کشیدن برام سخت شد قلبم تند میزد یعنی چی این ای این چان بود این آقا الان چانه ولی چرا اینجاست
من باید با چان نه نه نه
بهش متعجب نگاه میکردم یک لبخند زد ، هنوز نمی تونستم ری اکشنی نشون بدم
-پاشو بریم خونه من
(سن ا/تا=۱۸)
+چ...چان..تو..چرا اینجایی؟
-میدونم بار اولته که میخوای سکس کنی
+تو از کجا...میدونی
-میدونم دیگه پاشو بریم خونه من اونجا انجامش میدم برای این که هنوز پرده داری
+خجالت نمی کشی
-تو باید خجالت بکشی بعدشم من فقط برای تو اومدم اینجا چون میخوام دوست دختر من بشی و از الان میخوام مال خودم بکنمت
+یک لحظه واستا دوربین مخفی که نیست خیلی خب شوخی جالبی بود بسه دیگه
-ا/ت این شوخی نیست ، پاشو لباس هات رو عوض کن بریم
+ب..باشه
الان این حس رو نمی تونم توصیفش کنم خیلی خوبه من چانو از نزدیک دیدم بهم پیشنهاد داد و این که یک چند دقیقه دیگه هم میخوام برم باهاش تو رابطه وووااااییی خدداااااااااا
از کنارش رد شدم و رفتم لباس هام رو عوض کردم لعنتی چه عطری داره از رخت کن در اومدم و رفتم سمتش رویه مبل نشسته بود بلند شد باهم رفتیم تویه ماشین اون راننده بود کنارش نشستم
تو راه:
-خب چرا اومدی تو این کار اونم این کاری که خیلی جنم میخواد
+خب آخه کار دیگه ای نبود که پول خوبی داشته باشه و جا هایه دیگه هم سابقه کار میخواستم منم نداشتم
-خیلی کله شقی تو نمیدونی که اینجا مردایه بدی داره اینجا پر مافیاس
+اما منم نیاز به پول داشتم
-اشکالی نداره پیاده شو ولی دیگه نرو اونجا
پیاده شدم به خونش نگاه کردم خونه خوبی بود
برای این که خرج خودم رو بدم میخوام برم تو بار کار کنم چون نه مامان دارم نه بابا پس رفتم من یک جنده نیستم ولی خب مجبورم رفتم به یک بار ثبت نام کردم منتظر بودم که یک دختره ای اومد و گفت که باید از الان شروع به کار کنم ساعت نه اینا بود بهم گفت برم تو اتاق و منتظر باشم من از قبل یک لباس کوتاه از لباس هایه بار برداشته بودم و پوشیده بودم رفتم و رویه تخت نشستم و فکر میکردم که ببین از کجا به کجا رسیدی مثلاً میخواستی بری ایدلت رو ببینی ولی چی شد الان اومدی اولین جندگیت رو بکنی اونم تویه بار من قرار بود چان رو ببینم هیونجین فلیکس لینو و...
در باز شد سرم رو آوردم بالا نفس کشیدن برام سخت شد قلبم تند میزد یعنی چی این ای این چان بود این آقا الان چانه ولی چرا اینجاست
من باید با چان نه نه نه
بهش متعجب نگاه میکردم یک لبخند زد ، هنوز نمی تونستم ری اکشنی نشون بدم
-پاشو بریم خونه من
(سن ا/تا=۱۸)
+چ...چان..تو..چرا اینجایی؟
-میدونم بار اولته که میخوای سکس کنی
+تو از کجا...میدونی
-میدونم دیگه پاشو بریم خونه من اونجا انجامش میدم برای این که هنوز پرده داری
+خجالت نمی کشی
-تو باید خجالت بکشی بعدشم من فقط برای تو اومدم اینجا چون میخوام دوست دختر من بشی و از الان میخوام مال خودم بکنمت
+یک لحظه واستا دوربین مخفی که نیست خیلی خب شوخی جالبی بود بسه دیگه
-ا/ت این شوخی نیست ، پاشو لباس هات رو عوض کن بریم
+ب..باشه
الان این حس رو نمی تونم توصیفش کنم خیلی خوبه من چانو از نزدیک دیدم بهم پیشنهاد داد و این که یک چند دقیقه دیگه هم میخوام برم باهاش تو رابطه وووااااییی خدداااااااااا
از کنارش رد شدم و رفتم لباس هام رو عوض کردم لعنتی چه عطری داره از رخت کن در اومدم و رفتم سمتش رویه مبل نشسته بود بلند شد باهم رفتیم تویه ماشین اون راننده بود کنارش نشستم
تو راه:
-خب چرا اومدی تو این کار اونم این کاری که خیلی جنم میخواد
+خب آخه کار دیگه ای نبود که پول خوبی داشته باشه و جا هایه دیگه هم سابقه کار میخواستم منم نداشتم
-خیلی کله شقی تو نمیدونی که اینجا مردایه بدی داره اینجا پر مافیاس
+اما منم نیاز به پول داشتم
-اشکالی نداره پیاده شو ولی دیگه نرو اونجا
پیاده شدم به خونش نگاه کردم خونه خوبی بود
- ۵.۱k
- ۲۶ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط