بی تو یک لحظه رمق دردل و در جانم نیست

بی تو یک لحظه رمق دردل و در جانم نیست
بیقرارم نکنی طاقت هجرانم نیست

بی تو با قافله ی غصه و غمها چه کنم
تار و پودم تو بگو با دل تنها چه کنم

شده ام مرثیه خوان دل سودا زد ام
از بد حادثه دلبسته و شیدا
دیدگاه ها (۲)

جمعه و غصه و تنهایی و بی حوصلگیتازه این اول ظهر است وغروبش د...

دلگیر نباشدلت که گیر باشه،رها نمیشوی...یادت باشه ،،،خدا بندگ...

فصلها برای درختان هر سال تکرار می‌شوداما فصلهای زندگی انسان ...

ماهی ها نه گریه می کنندنه قهرو نه اعتراض!تنها که می شوندقیدِ...

قمار یا زندگی پارت۴۲

سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط