چشم بیمار تو ای می زده، بیمارم کرد..

چشم بیمار تو ای می زده، بیمارم کرد..
پای بگذار به چشممــ که پرستار منے..
دیدگاه ها (۱)

چای از دست شما وه که به جان میچسبد..تلخے چای به شیرینیتانـــ...

درگیر جزییـاتـــ تـو هرگز نبایـد بود..خورشید را با ذره بین د...

تو ماهی و من ماهی و این برکه کاشے..اندوه بزرگیستــــــــ زما...

هر لحظه نتم روشن و چشمم به پیامے..یک حال شما؟ عاشقتــم! عرض ...

قلب منی و دوست دارم زیادهیشکی به جز تو به چشمم نمیاد آی دلبر...

صدا نیستی اما،می‌شنومت تصویر نیستی اما،می‌بینمت آوا نیستی ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط