من آنقدر با وسعت نبودن تو

من آنقدر با وسعت نبودن تو
زیسته ام....
که دیگر آمدنت ,دردی از من دوا نمیکند .
نیا!
مدتهاست که بجای تو ....
با جای تو انس گرفته ام ...
دیدگاه ها (۱)

ﺑﺮﮔﺮﺩﻭ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺑﺮﻭ !...ﭼﺸﻤﺎﻢ ﭘﺮ ﺍﺷﮏ ﺑﻮﺩﻭﺍﺿﺢ ﻧﺪﯾﺪﻣﺖ !...ﺑﺎﻭﺭﻡ ...

مدت هاست که در را باز گذاشته ام! نه تو می آیی...! نه خیالت م...

انصاف نیست رفتن آدمها با خودشون باشه فراموش کردنشون با ما ...

عشق شکوفه شده....پارت⁷که ات اومد پیششونات: اینجا چه خبره ؟یو...

عشق شکوفه شده....پارت⁹که یه لحظه با خودش فکر کرد ، بره پیشه ...

پارت ۲۳:مبارزه(یوجین)از شدت سر دردی که داشتم مدام به موهام چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط