هرزه ی حکومتی پارت
هرزه ی حکومتی پارت ۱۹
(چون گشادم این جا هارو خلاصه میکنم که زودتر به جاهای خوب برسیم)
رفتیم سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم به سمت کافه
توی ماشین بینمون سکوت حکم فرما بود بلاخره رسیدم و
وارد کافه شدیم و سفارش دادیم و باهم صحبت کردیم
(درمورد خانواده ی ات و خانواده ی کوک صحبت کردن)
بعد ۲ ساعت رفتیم خونه
ویو ات
رفتم تو اتاقم و یه دوش ۱۰ مینی گرفتم
و لباس های راحتیم و پوشیدم و ولو شدم رو تخت
و رفتم تو گوشیم یه چرخ بزنم
من یه پیج داشتم که بالای ۱۰۰۰ میلیون فالوور داشتم (خدا بده از این فالورا😂)
و توش عکسای خودم و میزاشتم حتا پیجم خصوصی بود
چند نفر دیگه ام درخواست فالو داشتن اونا رو قبول کردم
سریع تموم پستام و لایک کرد راستش تعجب کردم
رفتم تو پیجش که واووووو...چهههه...کراشهههههههه
خیلیییییییییییییی خوشگلهههههه
همینجوری داشتم عکساش و میدیدم که یکی بهم پیام داد
رفتم که جواب بدم دیدم همین پسره بود
یااااااا خداااااااا...استرسسسسسسسس
بلاخره بعد یکی استرس جوابش و دادم
مکالمشون تو چت
$ : سلام خانوم کوچولو
ات : سلام
$ : چقدر تو خوشگلی این عکسای خودته؟؟
ات : البته خودم هستم
$ :واییی دختر این همه زیبایی از کجاااااا آوردییییی
ات : واییی مرسییی همچنینننن ولی به پای شما که نمیرسم انقدر جذابین
$ : اوو ممنون میتونم اسمتون و بپرسم؟
ات : عااا..بله من ات هستم
$ : اسمت هم مثل خودت قشنگه
ات : ممنون..راستی اسم شما چیه؟
$ : من...
بنظرتون کی بود؟؟ تو کامنت ها بگین
تازه داستان دارههه جذاب میشهههههه
لایککک يادتون نره پرنسسام❤🎀
(چون گشادم این جا هارو خلاصه میکنم که زودتر به جاهای خوب برسیم)
رفتیم سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم به سمت کافه
توی ماشین بینمون سکوت حکم فرما بود بلاخره رسیدم و
وارد کافه شدیم و سفارش دادیم و باهم صحبت کردیم
(درمورد خانواده ی ات و خانواده ی کوک صحبت کردن)
بعد ۲ ساعت رفتیم خونه
ویو ات
رفتم تو اتاقم و یه دوش ۱۰ مینی گرفتم
و لباس های راحتیم و پوشیدم و ولو شدم رو تخت
و رفتم تو گوشیم یه چرخ بزنم
من یه پیج داشتم که بالای ۱۰۰۰ میلیون فالوور داشتم (خدا بده از این فالورا😂)
و توش عکسای خودم و میزاشتم حتا پیجم خصوصی بود
چند نفر دیگه ام درخواست فالو داشتن اونا رو قبول کردم
سریع تموم پستام و لایک کرد راستش تعجب کردم
رفتم تو پیجش که واووووو...چهههه...کراشهههههههه
خیلیییییییییییییی خوشگلهههههه
همینجوری داشتم عکساش و میدیدم که یکی بهم پیام داد
رفتم که جواب بدم دیدم همین پسره بود
یااااااا خداااااااا...استرسسسسسسسس
بلاخره بعد یکی استرس جوابش و دادم
مکالمشون تو چت
$ : سلام خانوم کوچولو
ات : سلام
$ : چقدر تو خوشگلی این عکسای خودته؟؟
ات : البته خودم هستم
$ :واییی دختر این همه زیبایی از کجاااااا آوردییییی
ات : واییی مرسییی همچنینننن ولی به پای شما که نمیرسم انقدر جذابین
$ : اوو ممنون میتونم اسمتون و بپرسم؟
ات : عااا..بله من ات هستم
$ : اسمت هم مثل خودت قشنگه
ات : ممنون..راستی اسم شما چیه؟
$ : من...
بنظرتون کی بود؟؟ تو کامنت ها بگین
تازه داستان دارههه جذاب میشهههههه
لایککک يادتون نره پرنسسام❤🎀
- ۶۰۶
- ۰۳ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط