اوایلش، فک میکردم فقط یه شیطنت ساده س...

اوایلش، فک میکردم فقط یه شیطنت ساده س...
پیش خودم میگفتم هر وقت بخوام کاتش میکنم...
میگفتم من عممممممممرن عاشق بشم...
اما بعد از 4 ماه فهمیدم عاشق شده م!!!
دانشجو بودم و شرایط مناسبی واسه ازدواج نداشتم... سعی کردم تمومش کنم اما... نشد
پنجره ی حمومشون به کوچه باز میشد...
شبا به بهونه ی آشغال گذاشتن سر کوچه، از اونجا به هم نامه میدادیم...

این اولین نامه ی من بود!
دیدگاه ها (۱)

اینم اولین نامه ی غزل... به این ترتیب غزلهای عاشقانه شروع ش...

کاش ببینمت دوبارهخیلی کم، حتی یه لحظه مثل اون روزای اول همه ...

قصه ی عشق ما، از اینجا شروع شد...همسایه ی دیوار به دیوار بود...

.... او سر سپرده میخواست و من دل سپرده بودم!

عاشقت نیستم 🥀پارت 40بعد از رقص همه میدوریا و باکوگو رو تشویق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط