𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۵۰

𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۵۰

و باذوقققق گفت : من تونستمممممم




که خنده همه ی پسرا حتی میز کناری هم




رفت بالا و با خنده با اون موجود با نمک و شیطون نگاه میکردن


تهیونگ : تو دختر کوچولوی بی تی اسی



معلومه که میتونی فسقلی




ا.ت بوسی تو هوا فرستاد و تهیونگم اون

و گرفت و روی قلبش گذاشت




ا.ت : ماچ به کلت هیونگ عسلی





جین خنده ی بالایی کرد و گفت : میبینی





نامجون که پدرصگ و من تروخشکش کردم




حالا میاد ماچ میزنه به کله ی این مرتیکه



عسلی ( خنده )



ا.ت : هیونگگگگگگگ ( اعتراض و بانمک )





جین : بلهههههه ( خنده )




ا.ت : من از تو هم ممنونم هیونگگگ ببعی ( خنده )




نامجون : اون لاماست بچه لامااااا ( خنده ی زیاد )




ا.ت : نچچچچچچ جین هیونگی واسه ی من هیونگ ببعیه ( تخس )


که همه از تخسی بچه ی روبروشون خنده ای بلند کردن
دیدگاه ها (۰)

𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۴۹توی این یه مدت که گذشت تقریبا پسرا با ...

𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۴۸موزیک لایتی درحال پخش بود و همه ی ایدل...

𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۴۱تهیونگ سریع پرید بگیردش تهیونگ : مراقب...

𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۳۷بعد از اینکه سوپ جین هیونگ پز اماده ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط