صِدایَش زَدم اماهَرگز نَدید این سویَ درهایِ بستِه دخترَکی

صِدایَش زَدم اماهَرگز نَدید این سویَ درهایِ بستِه دخترَکی نِشستِه کِه کالبُدش مملوازروحِت وَتنهااُمیدش تویی !!
وَچِه اشک هاییِ کِه ندیدُ چِه زجه هایی کِه نشنیدُ چِه دردایی کِه حس نشُد
دیدگاه ها (۱)

خاموش هَمچون فرمانروایِه راندِه شُدِه اَز سرزمینَش ... خاموش...

#کرونا

فکرکنم بخاطر گرمی خوردن زیاد آخر این هفته ازدواج کنم 😓✌💔💍😄😒

من سارام : روایتی پس از طوفان

زوزه ی گرگ"15خون آشام ها دوباره حمله کرده بود هرکس جان خود ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط