P17

P17
ویو نویسنده
دامیال:آنیا قرار مون سر جلسه دیگه
آنیا :اره ولی نگفتی. میخواستم کجا بریم
دامیال:گفتم که سورپرایز
آنیا :باشه باشه خداحافظ من رفتم ساعت ۵میبینمیت
دامیال:باشه کله صورتی مراقبت خودت باش میبیوسمت
چون حوصله ندارم بریم نیم ساعت جلو ویو آنیا
ساعت ۴نیم بود به مامان بابا گفت بودم میرم بیرون اون ها هم گفتند باشه تکلیف هم را نوشت بودم. پس تصمیم گرفتم که آماد بشم رفتم یک دوش گرفتم و روتین پوستی را هم انجام دادم بعد هم مو هام را. سشوار کردم و یک میکاپ ملایم هم انجام دادم مو هام را کرلی کردم و. اکسسوری رچها هم را هم انداختم برای لباس ام هم یک دامن صورتی و یک شومیز سفید پوشیدم با پاشنه بلند سیاه
که دیدم. گوشیم داره میلرزه رفتم سرش دیدم دامیاله. به ساعت نگاه کردم و فهمیدم که ساعت ۵ بیست کمه سری گوشی و کیف را هم برداشتم و رفتم به سمت در خورجی که از شانس گوهم

خاب خاب بخونید تو خماری .
دیدگاه ها (۰)

#منم از این چالش ها

P16ویو دامیال(,نکته دامیال داخل حمام هست)نکنه نه نه محال. م...

سروران عزیزی که در این مراسم یاری دادن

یعنی -واقیعت-داره -یا رویاست؟؟P6از زبان نویسنده آنیا:میدونید...

یعنی واقیعت داره یا رویاست؟؟؟

#یعنی واقعی هست یا رویاست؟؟؟

یعنی -واقیعت-داره -یا رویاست؟؟P8خونه فرجر هابکی: که این طور ...

یعنی -واقیعت-داره -یا رویاست؟؟P9آنیا داشت می‌رفت سمته کلاس ک...

#یعنی-واقیعت -داره-یا رویاست؟P1ساعت ۲:۲۸دقیقه شب از زبان نوی...

P14ویو آنیا میخواستم تایلر را خیلی محترمانه رد کنم که ناراح...

P15ویو آنیا داشتم دنبال کتاب تاریخ می‌گشتم. که یهو ...... یک...

تو منو دوست داری ؟پارت ۱۹ویو انیاوارد مدرسه که شدمبکی: انیا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط