نه وصلت دیده بودم

نه وصلت دیده بودم
کاشکی ای گل، نه هجرانت

که جانم در جوانی سوخت،
ای جانم به قربانت

تحمل گفتی و من هم
که کردم سال ها اما

چقدر آخر تحمل بلکه
یادت رفته پیمانت

#شهریار
دیدگاه ها (۴)

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سوخت...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ماند؛ تلاشم را کرد...

#لبیک_سید_مجتبی✊🇮🇷یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ...

لونا و ويليام

روایتی عجیب در مورد آخرالزمان

چند پارتیـــــــــ🤍✈️🤍ـــــــــوقتی از سفر کاری برمیگردهــــ...

آخرین دعا 37

My professorChapter:2Part:113جونگ‌کوک:من رفتم...چون اگر می م...

پارت ۱۹ — سال‌ها بعد 💍🌸چند سال از روز فارغ‌التحصیلی گذشته بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط