من هیچوقت از گم شدن نترسیدم من از پیدا نشدن میترسم! بچه ک

من هیچوقت از گم شدن نترسیدم من از پیدا نشدن میترسم! بچه که بودم، برای اینکه بفهمم کیا دوستم دارن میرفتم یه گوشه قایم میشدم و صدام در نمیومد؛ انقدر اونجا میموندم تا که خسته میشدم و خودم از پناهگاهم بیرون میومدم! اینکه کسی دنبالم نگشته بود خیلی سخت بود اما... اینکه حتی کسی متوجه نبودنم نشده بود، بیشتر عذابم میداد! هنوزم که هنوزه هر چند وقت یه بار، همه چیو میذارم و میرم، هنوزم امید دارم به اینکه بالاخره یه نفر پیدا میشه که نبود من به چشمش بیاد و بخواد که منو پیدا کنه ولی... این روزها دیگه نمیرم یه گوشه قایم بشم تا کسی بیاد و پیدام کنه؛ آخه کسی که دور خودش دیوار میکشه منتظره یه نفره تا بیاد و این دیوارها رو بشکنه و نجاتش بده اما من از منتظر بودن خسته ام، من میون یه عالم آدم که هیچکدوم منو نمیشناسن، نشسته ام و میخندم و حرف میزنم و... تنهام! من خیلی وقته گم شدم، من...دیگه هیچوقت پیدا نمیشم :)!
دیدگاه ها (۱)

بی تو با نم نمِ باران و خیابان چه کنم؟ مات و مبهوت در این غر...

امروز برایت مینویسم امروز که اوقاتَم گُنگ است خُلقَم تنگ است...

𝑰𝒕'𝒔 𝒉𝒂𝒓𝒅 𝒕𝒐 𝒑𝒓𝒆𝒕𝒆𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒂𝒕 𝑰 𝒅𝒐 𝒏𝒐𝒕 𝒎𝒊𝒔𝒔 𝒚𝒐𝒖...:)🙃💔

اگر چـه شک عجیبی به «داشتن» دارم سعادتی ست تو را داشتن که من...

mafia family

دانشگاه وانیلی فیک تهکوک /پارت۳۹ جونگ کوک : (خیلی خب بزار ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط