با سلام آمده ام ، پاسخ من خنجر نیست

با سلام آمده ام ، پاسخ من خنجر نیست

مرگ در دست تو هرچند هراس آور نیست

چه قشنگ است که آدم بشود کشته ی عشق

قاتلی نیز که از چشم تو زیباتر نیست

شک نکن سینه ی من را بِدَری خواهی دید

معبد سوخته ای هست و خدا دیگر نیست

از ازل دوستیِ عشق و خیانت بوده

آتشی نیست که محکوم به خاکستر نیست

بنشین تا که تو را سیر تماشا بکنم

خواهشم از تو جز این در نفس آخر نیست

رسم بی منطق دنیاست که جز خنجر دوست

قسمت سینه ی هرساده ی خوش باور نیست...
دیدگاه ها (۲)

آرام جانم....امشب اگر از آسمان باران ببارد مال تو حتی اگر دس...

ﮐﻢ ﺑﮑﻦ ﺑﺎ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯿﻬﺎ ﻣﺮﺍ ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ ﺗﺮﺗﺎ نگرﺩﺩ ﺷﻌﺮ ﻣﻦ ﺩﺭ ﻭﺻﻒ ﺗﻮ ﺑ...

یک پنجشنبه و یک نم نم باران خیالیمن باشم و آن دلبر زیبای شما...

حق من بود که باشی و نگاهم بکنیکه به هر ثانیه با عشق دعایم بک...

# 🌑 رقصِ آخرین ماه(#Dance_of_the_Last_Moon)## فصل اول: سایه‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط