p23

که اسنیپ جلوم رو گرفت با لحن مرموزانه گفت : یه دختر بی استعداد چرا تا الان باید توی جنگل تاریک باشه اونم با این سر و وضع امیدوارم دلیل قانع کننده داشته باشی ویزلی
لعنتی زیر لب فرستادم و گفتم : ام ....خب ....متاسفم پرفسور یه موش توی اتاقم دیدم و حدس زدم برای برادرم رونالد هست خواستم بگیرمش و براش ببرم که رفت توی جنگل کمی دنبالش رفتم که گمش کردم
اسنیپ با نگاه مشکوک بهم نگاه کرد و گفت : از کی تا حالا موش رونالد از خوابگاه گریفیندور میاد توی دخمه اسلایترین ؟
مونده بودم چی بگم گفتم : نمیدونم پرفسور
تا اسنیپ اومد چیزی بگه تام اومد و گفت : من برای اذیت کردنش اون موش رو امروز سر کلاس برداشتم و آوردم تو اتاقش تقصیر اون نیست
تعجب کرده بودم این از کجا پیداش شده بود اصلا از کی تا حالا طرف منو میگرفت
اسنیپ گفت : از تو بعید بود ریدل از جفتتون پنج امتیاز کم میکنم و برای تنبیه امشب رو توی زیر زمین میگذرونین
تا اومدم چیزی بگم فیلچ اومدم و از یقه ام هولم داد سمت راهرو و تام هم بغلش می‌آمد فیلچ با نفرت گفت : دانش آموزان سرکش اگه به من بود تنبیه بهتری در نظر میگرفتم یه چیزی مثل گیوتین
برام مهم نبود که فیلچ‌ چی می‌گفت به تام نگاه کردم خنثی به راهش ادامه میداد و هیچ اعتراضی نداشت چرا اینکار رو کرده بود اینکار از اون بعید بود توی همین فکرها بودم که فیلچ ما رو در یکی از دخمه های زیر زمین برد و در رو قفل کرد به تام گفتم : چرا اینکار رو کردی
با حالت خنثی گفت : به هر حال شریک جرمت بودم
بهش گفتم باید باور کنم دلیل واقعیت این بوده؟
ادامه دارد .....
امیدوارم خوشتون بیاد 😘
دیدگاه ها (۱۴)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 178♡⁠。⁠)⁩بغضم ص...

بعد مدت ها پارت ۱۷ فیک: ببخشید من چه کسی هستم 💖💖

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

زیبای کوچک فریبکار

پارت سوم شروعی دوباره

مهمونی خطرناکپارت=17ویو اتجونگ کوک خیلی عصبی بود...خیلیفقط ا...

مافیای من

"همه چیز از اونجا شروع شد!....🥊🎭🎸"#part_25🍷🎸پیتزای توی دهنمو...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت11ویو کوکگوشیمو...

(پارت ۷ - پارت پایانی رمان دخترخوانده)بعد از اون حرفِ سردِ م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط