دلم گرفته است

دلم گرفته است
دلم گرفته است

به ایوان می روم و انگشتانم را
بر پوست کشیدهٔ شب می کشم
چراغ های رابطه تاریکند
چراغ های رابطه تاریکند

کسی مرا به آفتاب
معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنی ست
دیدگاه ها (۱)

…

…

ز یاران آنقدر بد د یده ام کز یار می ترسم<به بیکاری چنان خو ک...

نگه دگر به سوی من چه می کنی ؟<چو در بر رقیب من نشسته ای به ح...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❺_بخش اول_ساده‌لوح یا خوش‌باور نیستیم؛ آسمان چنا...

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۵

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۱۶: مسیرِ انحرافینگاهش مثلِ تیغ رو...

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

نمیبخشمت p.23

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹²_بخش اول_هرگز با کسی که سعی کرده شخصیت شما را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط