HETE IN LOVE

HETE IN LOVE
ᴘᴀʀᴛ•¹
باز هم اومده تا مسابقه بده. وجالب اینجاس برنده تمامی مسابقات خودش بود.
با ورودش همه به احترامش تعظیم کردن.
"میبینم که باز هم اومدی مسابقه بدی"
پوزخندی زد و کت مشکی رنگش رو در آورد
"میدونی که همیشه برندم.."
مرد از پشت میز بلند شد و سمت هوانگ رفت
"میدونم.. میدونم هوانگ.. اما ممکنه این دفعه نتیجه خیلی باب میل تو نباشه"
اخمی کرده که بود خودش گویای( توضیح بده ) بود
"مثل اینکه یه ماشین سوار حرفه ای وارد مسابقات این هفته شده و به گفته خودش میتونه برنده بشه! "
پوزخندی زد و لیوان اب رو از روی میز برداشت
" این احمق پر دل و جرعت کی هست؟ "
مرد با رفتن به سمت در چشمکی به هوانگ زد
"عجله نداشته باش به زودی میفهمی"
کتش رو بر داشت و به همراه افرادش از اتاق بیرون رفت
"سریع تمام مشخصات اون ماشین سوارو برام بیارین"
در حالی که به سمت ماشین مدل بالا رو به روش میرفت لب زد
و تمامی افرادش تعظیم کردن
مسابقه فردا شب شروع میشد و واقعا کنجکاو بود ببینه اون فرد کیه
در همین حال صدای زنگ گوشیش سکوت خونه رو شکست
" هی هیون، میبینم که باز قراره بری مسابقه بدی"
هیچکی جرعت نداشت اینجوری صداش کنه
هیچکس جز.... برادر ناتنیش..لی مینهو

"هیونگ.. این دفعه همه چی هیجان انگیز تره"
"چطور؟"
"یکی ادعا داره میتونه شکستم بده"
"واقعا؟ کی هست؟"
"به محض اینکه بفهمم خبرت میکنم، فردا شب دیر نکنی"
و دوباره سکوت
خونه بزرگی داشت، اما تنها زندگی میکرد.
بعضی وقتا هیونگش و دوست پسر خنگش میامدن، اما ترجیح میداد تنها باشه
سمت لپ تاپش رفت تا اطلاعاتی که افرادش براش ایمیل کرده بودن رو بخونه

"لی فلیکس، راننده ای با 16 سال سابقه ،
برنده مسابقات ناسکار¹، راننده استرالیایی که در امریکا سکونت دارد و تا به حال 132 مدال طلا را از آن خود کرده"
جالبه! یک راننده جدید!
اما با 16 سال سابقه....
"منتظرتم لی فلیکس"
با صدایی بم زمزمه کرد و عینکش رو در آورد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مسابقات ناسکار¹: سری رقابت‌های جام ناسکار برترین سری مسابقات انجمن ملی مسابقات خودروهای ارتقا یافته (NASCAR) است. این مجموعه در سال ۱۹۴۹ با عنوان Strictly Stock Division آغاز شد و از سال ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰ به عنوان Grand National Division شناخته می‌شد.
دیدگاه ها (۵)

part:41سو هو ماشینش رو آورد پشت ماشین جونگ کوک و finch رو (ی...

𝓹𝓪𝓻𝓽۵۴هر دو سوار ماشین شدیمصدای موتور هر دو ماشین توی پیست پ...

پارت هفتویو هانابا چیزی که دیدم خشکم زد یونگی سانا رو بغل کر...

ترکم نکن

پارت پنجم---**پارت پنجم: فرار به سمتِ سایه‌ها**ماشین با ترمز...

نمی‌دونست که یوشیرو میخواست اون رو به جهانی تحویل بده که حرف...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.3 (روایت از زبان ن...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت چهارم 4

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 6#لینو #فیکشنلونا داخل ماشین نشسته ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p76شب، قلعه رو توی سکوت فرو برده بود.باد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط