با هر طلوع تازه, دنیا دیگر همان دنیای روز قبل نیست، و تو

با هر طلوع تازه, دنیا دیگر همان دنیای روز قبل نیست، و تو هم دیگر همان آدمی که بودی نیستی، منظورم را می فهمی؟!

- هاروکی موراکامی
دیدگاه ها (۰)

آرزو داشتم به او بگویم:« ما همه زخم‌خورده‌ایم. »حتما که نبای...

این‌همه خانهاین‌همه اتاقاین‌همه پنجرهاین‌همه آدماین‌همه طرز ...

دلم می‌خواست یک نفر یک گوشه‌ی این دنیا بود که مثل آلبرکامو ب...

ندیده‌امت از نزدیک، اما احساس نزدیکی دارم به تو، بسیار بسیار...

«مهم نیست کجا باشی؛ تو همیشه در فضایِ خالیِ میانِ نفس‌های من...

" به چشمانم زل می‌زند و می‌گوید: می‌خواهم به یاد من باشی؛ اگ...

صدای چشم هایتصدای قهقهه هایتصدای پاهایتآری صدایتموسیقی طلوع ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط