باور کن
باور کن
عاشقانه را نباید نوشت..
عاشقانه باید گرم نفس باشد
عاشقانه باید دستهایش در دستت باشد
چشم در چشمش بدوزی..
از گرمی نگاهش مست شوی
برایت که حرف میزند از رقص لبهایش دیوانه شوی...
لذت ببری که نفس میکشد..به قداست آغوشش پناه ببری..
بگزاری بفهمد که فقط برای قلب مهربانش عاشقش هستی..فقط فقط به خاطر وجود مهربانش دوستش داری..
باید امنیت نگاهت را حس کند...
مهربان من..نفس هایت را شماره به شماره میپرستم..
عاشقانه را نباید نوشت..
عاشقانه باید گرم نفس باشد
عاشقانه باید دستهایش در دستت باشد
چشم در چشمش بدوزی..
از گرمی نگاهش مست شوی
برایت که حرف میزند از رقص لبهایش دیوانه شوی...
لذت ببری که نفس میکشد..به قداست آغوشش پناه ببری..
بگزاری بفهمد که فقط برای قلب مهربانش عاشقش هستی..فقط فقط به خاطر وجود مهربانش دوستش داری..
باید امنیت نگاهت را حس کند...
مهربان من..نفس هایت را شماره به شماره میپرستم..
- ۸۵۶
- ۰۵ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط