سرد برای من
سرد برای من
پارت ۲۱
جالبه که فیک های ۱.۳ هزار ویو میخوره خیلی کم حمایت میشه😐
جونگ کوک ویو.................
روی مبل لم داده بودم و داشتم با کنترول تلویزیون ور می رفتم، توی یکی از کانال ها چهره ا.ت رو دیدم، اولش فکر کردم متوهم شدم ولی نه، اونه ا.ته، توی مهمونی نامجونه، وای.......
ا.ت رئیس شرکت کیمه...........
من اوسکول امروز تهیونگ رو فرستادم مراسم نامجون ااهههههه
ا.ت ویو.............
تهیونگ اومد طرفم
ته: ا.ت؟
+اهم(سرفه) سلام آقای کیم، چه خبر؟
ته: ا.ت خودتییییی؟🤩(یعنی فقط حس تهیونگو با این استیکر میتونستم نشون بدم)
+آقای کیم، آیا شما بیماری کور رنگی دارین؟
ته: نه، ببخشید خیلی هیجان زده شدم(با خوشحالی)
+بله، خب کاری داشتین؟(لبخند کج)
ته: اممم میشه شما رو فردا به کافه دعوت کنم؟
+خب راستش کار......
که حرفش با حرف تهیونگ قطع شد
ته: لطفا
+باشه
که گوشی تهیونگ زنگ خورد
ته: سلام کوک
+یا خدااااا، توروخدا نگو منو اینجا دیدی
ته: با دستش لایک نشون میده
-ته توی مهمونی هستی؟
ته: آره چطور؟
-ا.ت اونجاست؟
ته: نه ندیدمش
+نفس از روی آسودگی
-چطور ندیدیش؟ اون اونجاست
ته: بابا چته؟ خب شاید زودتر تر من رفته، شایدم اصلا منو دیده رفته یا خودشو قایم کرده، بالاخره با اون کاری که تو باهاش کردی هرکی باشه از اون خانواده فراری میشه
-راست میگی، باشه، بای
ته: خوش اومدی( تهیونگ نه مامانم)
+واقعا ممنونم ازتون آقای کیم که نگفتین من اینجام
ته: دیگه رسمی صدام نکن باشه؟
+حله
ته: کاری نکردم
بعد مهمونی.................
ته: ا.ت؟
+بله؟
ته: فردا توی کافه(خودتون یه اسمی بزارین) ببینمت ساعت ۶؟
+اوکیه، میبینمت، فقط جون هرکی دوستش داری به کوک نگو
ته: خیالت تخت
ته ویو................
ا.ت..... چرا من تورو اینهمه دوست دارم آخه؟
چرا شدی تمام فکر و ذکرم؟
نمیدونم.......
ادامه دارد..........
لایک و کامنت؟
پارت ۲۱
جالبه که فیک های ۱.۳ هزار ویو میخوره خیلی کم حمایت میشه😐
جونگ کوک ویو.................
روی مبل لم داده بودم و داشتم با کنترول تلویزیون ور می رفتم، توی یکی از کانال ها چهره ا.ت رو دیدم، اولش فکر کردم متوهم شدم ولی نه، اونه ا.ته، توی مهمونی نامجونه، وای.......
ا.ت رئیس شرکت کیمه...........
من اوسکول امروز تهیونگ رو فرستادم مراسم نامجون ااهههههه
ا.ت ویو.............
تهیونگ اومد طرفم
ته: ا.ت؟
+اهم(سرفه) سلام آقای کیم، چه خبر؟
ته: ا.ت خودتییییی؟🤩(یعنی فقط حس تهیونگو با این استیکر میتونستم نشون بدم)
+آقای کیم، آیا شما بیماری کور رنگی دارین؟
ته: نه، ببخشید خیلی هیجان زده شدم(با خوشحالی)
+بله، خب کاری داشتین؟(لبخند کج)
ته: اممم میشه شما رو فردا به کافه دعوت کنم؟
+خب راستش کار......
که حرفش با حرف تهیونگ قطع شد
ته: لطفا
+باشه
که گوشی تهیونگ زنگ خورد
ته: سلام کوک
+یا خدااااا، توروخدا نگو منو اینجا دیدی
ته: با دستش لایک نشون میده
-ته توی مهمونی هستی؟
ته: آره چطور؟
-ا.ت اونجاست؟
ته: نه ندیدمش
+نفس از روی آسودگی
-چطور ندیدیش؟ اون اونجاست
ته: بابا چته؟ خب شاید زودتر تر من رفته، شایدم اصلا منو دیده رفته یا خودشو قایم کرده، بالاخره با اون کاری که تو باهاش کردی هرکی باشه از اون خانواده فراری میشه
-راست میگی، باشه، بای
ته: خوش اومدی( تهیونگ نه مامانم)
+واقعا ممنونم ازتون آقای کیم که نگفتین من اینجام
ته: دیگه رسمی صدام نکن باشه؟
+حله
ته: کاری نکردم
بعد مهمونی.................
ته: ا.ت؟
+بله؟
ته: فردا توی کافه(خودتون یه اسمی بزارین) ببینمت ساعت ۶؟
+اوکیه، میبینمت، فقط جون هرکی دوستش داری به کوک نگو
ته: خیالت تخت
ته ویو................
ا.ت..... چرا من تورو اینهمه دوست دارم آخه؟
چرا شدی تمام فکر و ذکرم؟
نمیدونم.......
ادامه دارد..........
لایک و کامنت؟
- ۱.۴k
- ۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط