من کہ شاعر نیستم تا عاشق شعرم شوی

من کہ شاعر نیستم تا عاشق شعرم شوی
من فقط یک عاشقم بگذار تا شعرم شوی...

بامن از ماندن بگو رفتن تباهم می کند
خوب میدانی غمت خانه خرابم می کند

من به لبخند دوچشمان تو عادت کرده ام
ترک عادت هم که می دانی چه کارم میکند؟!

قدر یک دم دست هایت را زدستانم مگیر
فکر یک دم بی تو، بر مردن مجابم می کند
دیدگاه ها (۲)

قسم به این دل ویران دلم هوای توداردبه این دو دیده گریان دلم ...

ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺣﻔﻆ ﮐﻦ ...ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻨﺎﺧﺘﻦ ﺁﺩﻣﻬﺎﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﻋﺠﻠﻪ ...

نه فقط از تو اگر دل بکنم می‌میرمسایه‌ات نیز بیفتد به تنم می‌...

کاش زندگی من هممثل دوست داشتنهای تو کوتاه بود . . .دیگر صدای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط