فقط یه قدم مونده بود

فقط یه قدم مونده بود
که بی بهونه برسیم به هم
نمیدونم چی باعث شد
که گُمت کنم که هرشب
توبغض وگریه یادت کنم
اره من بَدَم دارم تقاص
بد بودنامو میدم
این نامه ی آخره که حرفامو میگم
منو به دستای گریه نسپارتم
دیدگاه ها (۶)

پارت ۳

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

تکپارتیویو ات: یه چند وقتی میشد که لینو اصلا بهم اهمیت نمیدا...

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶پارت ۲رفته بودی...

part¹²ویو جونگکوک::نمیدونستم اون یارو کی بود و ات رو واسه چی...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 137♡⁠。⁠)⁩خوش حا...

Part ¹²ویو لیلی لب زدم + من از کجا میدونستم میخواد باهات این...

در نیمه های شب پارت سیزدهم (فلش بک به زندگی زاندر)

#چند پارتیوقتی پسش میزنیمنشیت صدات زد و باعث شد از فکر و خیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط