ادامه دو شاتی کوکی

ادامه دو شاتی کوکی
اومد منو انداخت رو کولش هر چقدر می گفتم ولم کن ول نمی‌کرد منو برد تو اتاقش پرتم کرد رو تخت بعد درو قفل کرد لباساش دراورد لباسای منم دراورد هر چی التماس میکردم ول‌کن نبود اومد روم خیمه زد گفت امشب قراره خوش بگذره بهمون بیبی گرل بعد واردم کرد محکم توم می‌کوبید با تمام وجود توم می کوبید بعد ازم خون اومد گفت مال خودم شدی بیبی چند دقیقه گذشت تو همون حال بودیم که ارضا شدیم ازم بیرون کشید و گفت برام ساک بزن نشت روم منم داشتم براش ساک میزدم که اشتباهی دندونم بهش خود گفت آخرین بارت باشه بیب منم ادامه دادم تو دهنم ارضا شد افتاد بقلم گفت مال من میشی گفتم با کمال میل ❤️
و اینم پایان دهن دستام سرویس شد حاجی
امیدوارم خوشتون بیاد خوشگلام🫰🫰
لطفا حمایت کنید لایک کنید ممنون 🥹🥹
دیدگاه ها (۹)

به مناسبت تولد "RM"

رمان : «اسمات پارسا »شد. دو پارت 🙂part:2سرشو بین پاهام برد و...

پارت ۳(سرنوشت)منو بغل کرد برد داخل بهش گفتم ا/ت:هوی قول بیاب...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part45میخواست ازم فاصله بگیره کهمحکم بغلش کرد...

یه بسته بادکنک کوچولو برای پسرم خریده بودم، ولی همشو قایم کر...

پارت ۱۱داشتیم حرف می‌زدیم که ...داشتیم حرف می‌زدیم که دیدم ل...

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و می...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط