.

.
.
انداختہ دستایہ منو
رو بہ هـوا رو بہ سقوط
دلبستن از رویہ هـوس
یڪ اشتباہ سادہ بود
از این هـمہ وابستگی
از این هـمہ حبس غرور
از تو برام چے موندہ جز
یڪ راہ سخت و بے عبور
از تو برام چے موندہ جز
اندیشہ هـایہ لا محال
حسرت بہ این عمر منی
عمرے ڪہ دستت شد ذوال...!!!
.
.
ترانہ از
#محمد_اڪبرجانی(یزدان).
.
🎀 🎀 🎀
دیدگاه ها (۲)

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت هفتمویو اتبا ناباوری به تهیونگ ...

چندپارتی جیهوپ

𝑭𝒓𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 :: part¹: ...

☆‌عشق اجباری من✧P6ویو نویسندهچراغ‌های عمارت خاموش شده بود و ...

پارت اول ویو آت اه سرم امروز خیلی کار دارم این سردرد فاکی هم...

سناری:مرگ پنهان/پارت¹⁰**ایزوکو**آروم چشمامو باز کردم. سرم در...

سناریو:زخم التیامی/پارت ۷**نویسنده**باکوگو خشکش زد.بعد سریع ...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۴ *آوا*تا دیدم اون دختره دیوونه ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط