Chapter: 1

Chapter: 1
Rāz dar Rag-hā
Part 14

---

📍 ویو: الا

سووجون: ببین الا، خانواده‌ی تهیونگ از نسل‌های قدیم با خانواده‌ی ما دشمن بودن.
یه‌سری از اون اتفاقا، مستقیم مربوط به تهیونگه...
تهیونگ خودش هیچ خبری از این داستان نداره، هیچ.

بذار این‌جوری بگم...
پدرِ پدرِ بزرگ تهیونگ، یکی از باندهای مافیاست.
حتی تهیونگ نمی‌دونه اون هنوز زنده‌ست.
حالا بگذریم...
پدربزرگش دشمن ماعه.
اون جایی که خواهرمون رو کشت...
سوجین، خواهرمون رو کشت.
و ما باید تهیونگ رو قربانی کنیم.

بلند شدم، داد زدم:

الا: چیییی؟! تو نمی‌تونی این کارو با تهیونگ بکنی! فهمیدیییی؟!

سووجون بلند شد، صورتش سرخ شده بود.

سووجون (با عربده): با چه رویی می‌تونی با من این‌جوری حرف بزنی؟ هاااااا؟!

تنم لرزید.
خیلی ترسیده بودم.
خیلی...
آخه چرا این‌جوری کردم؟
کنترل خودمو از دست دادم...
وای...




بچه ها قیافه سوجین همونی که تو فیلم زیبای حقیقی سوجین همونی کع خانواده سوهو اینا همه. و میشناختن---
دیدگاه ها (۴)

"صدای بی اجازه" قسمت بیست و سومویو یونگیرفتیم تو راهرو، سکوت...

Chapter: 1 Rāz dar Rag-hā Part 12---📍 ویو: الاصبح شده بود....

Chapter: 1 Rāz dar Rag-hā Part 11---📍 ویو: الارسیدم عمارت....

#زیر_نور_ماه پارت21ولی جونگکوک چشم هاش رو باز کرد..چشم هاش آ...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

True Love②ا/تچشمام رو باز کردم دیدم دور تا دورم سفیده ترسیده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط