بیا که هردو به نوعی شانه محتاجیم،

بیا که هردو به نوعی شانه محتاجیم،
دوباره مویِ تو و حالِ من پریشان است...
دیدگاه ها (۱)

میدانی رفیق جان؟گاهی از هم یاد کنیم‌به‌جایی بر نمیخورد!!گذشت...

رفتم اما دل من مانده برِ دوست هنوزمی بَرم جسمی و دل در گرو ا...

از بدِ حادثه "رگِ خواب" هایمان دستِ کسانیست که دلیلِ بی خواب...

مرا ،که پریشان موج موی تو ام

از حال و روز کوفه پریشان شدم حسین ع..گفتم بیا به کوفه، پشیما...

کجا رفتی عزیزم نمیخوای دوباره خودتو نشون بدی؟ خیلی دلم تنگ ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط