پارت

پارت 𝟴
#اشتباه_بزرگ

ات:باشه
راستی سوا تو چقدر تهیونگ همون پسره بد اخلاق رو میشناسی

سوا:از وقتی که خونمون اومده سئول

ات:چندوقته جابه جا شدید

سوا: یک هفته

ات:مسخره کردی

سوا:جدی میگم بابا

ات:خوب

سوا: بسیار بد اخلاق با هیچکس حرف نمیزنه و خیلی از فیلیکس متنفره  تازه باباشم فوت کرده بیچاره

ات: اوه اونجاست ببینش چقدر ترسناکه

سوا: بیخیال زنگ خورد بریم

کلاس تموم شد و همه دارن میرن خونه هاشون

سوا: خدافظ

ات:فردا میبینمت


ویو ات داشتم میرفتم خونه که یهوو یه دستی روی شونم حس کردم

ات: ای شونم درد گرفت

وقتی برگشتم تهیونگ بود همون پسره بد اخلاق
بدون یه لحظه فکر کردن فرار کردم
اونم دنبال میدوید

ات:نیا دنبالم میترسم

تهیونگ: وایسا کارت دارم صبر کن دختره..

ات: جیغ میزنما

تهیونگ: صبر کن

از توی کوچه ها رفتم گمش کردم

تهیونگ: ایشش گمش کردم دختره.. بگیرمش یه دل سیر کتکش میزنم 

رفتم خونه مامانم موچی درست کرده بود

مادر ات: ات اومدی

ات: سلام
دیدگاه ها (۰)

پارت 𝟵#اشتباه_بزرگ مادر ات: ات اومدی ات: خستم  انگار موچی دا...

پارت 𝟭𝟬#اشتباه_بزرگ فیلیکس: ات چطوری اینجا چیکار میکنی ات: م...

پارت 𝟳#اشتباه_بزرگفیلیکس:هوی چته من میرم براتون میگیرم ات:نه...

پارت 𝟲#اشتباه_بزرگ سوا: خواهش میکنم حتمافیلیکس:انگار ریاضیت...

پارت 𝟯#اشتباه_بزرگ تهیونگ:هوی با توم ویو ات  محل ندادم و وار...

پارت 𝟭𝟲تهیونگ: چه خوب منم میخاستم برم ات: هوم باش مامان خداف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط