یه روز بابام یه گلدون با گلش خرید آورد گذاشت رو تاقچهآقا

یه روز بابام یه گلدون با گلش خرید آورد گذاشت رو تاقچه،آقا من سه روز بش آب میدادم.روز سوم وقتی از سر کار اومد گلدونو برداشت،یه سینی با چاقو برداشت شروع کرد به قاچ کردن گلدون...

.
.
.
.
.
.
.
.
اونجا بود که ما تازه فهمیدیم آناناس چیه!!
برگرفته از واقعیتهای دهه شصت...


Alex
دیدگاه ها (۵)

خندیدن به اشتباهاتتان میتواند عمرتان را طولانی کند ..." شکسپ...

کارنامه در زمان ما :بیست،دوازده،ده،مردود:|کارنامه در حال حاض...

بچه ها پدربزرگ حانی (سایه)فوت شد و عمرشو داد به شمابیاید از ...

سلام صبحتون بخیر و خوشیاین دوست خیلی برام عزیزه پروف قبلیشو ...

گزارش کردن فقط نشون دهنده ی عقده ی شماست دوست عزیز!چندپارتی:...

(شاهزاده و شوالیه) پارت ۱۷باکوگو : اها ، که اینطور ایزوکو : ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط