تمامِ تو

تمامِ تو

اسم تمام روزهایم شد به نام تو 
آغاز من، تکرار زیبای سلام تو

می‌رقصد اندوهم در آغوش خیال تو
تا آرزوهایم شود حُسنِ ختام تو

حتی اگر پژمرده باشم در هجوم درد 
جان می‌دهد این مرده را عشقِ مدامِ تو

باغِ وجودم از خزانی سخت می‌خشکید 
صدها جوانه زنده شد با التیام تو

از من، مرا من‌تر شدی، آن‌قدر نزدیکی 
در آیِنه دیدم خودم را در تمام تو!
دیدگاه ها (۰)

بعضی از آدم‌ها ترجمه ‌شده‌اندبعضی از آدم‌ها فتوکپی آدم‌های د...

تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خویشدیدم که در آن آینه هم جز تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط