چند شب پیش این دختر همسایمون منو تو پارکینگ دیده بهم میگه

چند شب پیش این دختر همسایمون منو تو پارکینگ دیده بهم میگه :
تو که سر و تَهت تو وبلاگه یه وبلاگ برا ما بساز !
میگم تو از کجا میدونی ؟
میگه دوستم تعریفتو کرده
میگم خوب به دوستت که تعریف منو کرده بگو بسازه !!!
میگه نه نمیخوام جلوش کَم بیارم که بلد نیستم !!!
ما هم گفتیم باشه ... !
دیشب دیدمش میگه : ساختی ؟!
گفتم : آره...
گفت :
.
.
.

دستت درد نکنه
، فقط چجوری می تونم دوستامو دانلود کنم ،
یا اونا منو دانلودم میکنن !!!
خدایا تو رو به همین ماه مبارکت قسمت میدم از عمر من کم کن به عقل
این دختر بیگناه اضافه کن ...
دیدگاه ها (۱۰)

#عشق_بعد_نفرت ادامه پارت 5پرش زمانی به فردا صبحویو اتاز خواب...

ساکورا : چطور؟میزوکی:هیچیساکورا: جواب رو بده میزوکی :داییم ب...

رمان اسیر خان پارت چهارم ۴

فیک انتقام یا عشق

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۳پرش زمانی به ...

پارت دهم ....پدر.ت. می تونید برید توی اتاق جلسه و صحبت کنید ...

رمان آغوشی از جنس خطر/پارت اول 1

P24ویو دامیان وایی چه بدن نرم و لطیف و قشنگی داره دیگه واقا ...

شب تولدم فصل 3پارت 6راه افتادیم به سمت بار وقتی وارد شدیم چن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط