_____________________________________
_____________________________________
[ CARTOGRAPHER'S OATH ]
[ PART/3 ]
_____________________________________
اسلاید اول . مین یونگی
اسلاید دوم . ریس جمهور پارک
اسلاید سوم . کیم سوکجین
اسلاید چهارم . پارک رزی
[ این قسمت : درست یا غلط ؟ ]
ادمین . ا/ت بیهوش تو ماشین افتاده بود و جونگ کوک به سرعت به سمت یکی از مخفیگاه هاشون که از قبل اونجا قرار گذاشته بودن رفت...
وقتی رسیدن یونگی ا/ت رو انداخت روی شونه اش و رفت داخل و ا/ت رو روی صندلی نشوند و بستش ...
طبق دستور یونگی همه چهره هاشون رو بسته نگه داشتن و رفتن سر پست هاشون ...
یونگی. جیسو
جیسو . بله ؟
یونگی. این گوشی این دختره اس کاری کن ردی ازش نمونه...!
جیسو . حتماا.. ( گوشی گرفت و رفت ...
یونگی. جونگ کوک
جونگ کوک. بله؟
یونگی . حواست به این دختره باشه اگه بهشون اومد سعی کن چهرتو بهش نشون ندی ..!
جونگ کوک. اوکی.....خودت چرا نقابتو برداشتی؟ جای میخای بری؟
یونگی. اره باید برم باند کار دارم ... برمیگردم دوباره...
جونگ کوک. اوکی....فعلا
یونگی رفت....
۱ ساعت بعد
ا/ت. با سرگیجه عجیبی بیدار شدم..
من کجام؟ اینجا دیگه چه جهنم دره ایه؟
دیدم تار بود و یکم چشمامو رو هم فشار دادم و سرمو تکون دادم که بهتر شدم...
ا/ت. اهاییییی...کسی اینجا نیست....کمک..! ( داد
جونگ کوک. اوو فکر کنم بهوش اومد...
جیسو. از صداش معلومه جونگ کوک خان....محل نده خودش،خسته بشه ساکت میشه ..!
جونگ کوک. باشه..!
۲۰ دقیقه بعد
ا/ت . همچنان داد میزد و کمک می خاست و تقلا میکرد که خودش رو آزاد کنه اما بی فایده بود ...
جیسو. واییی این دختره چرا ساکت نمیشه صداش داره تو سرم می پیچه.!
جونگ کوک. خوب پاشو برو ساکتش کن.! ( بیخیال
جیسو . چرا من برم؟
جونگ کوک. چون صداش داره تو مخت می پیچه..!..( پوزخند زد
جیسو . یکی از به بازوش ... یااااا....من برم حوصله ندارم یهو دیدی زدم یه بلایی سرش آوردم بعد اون موقعه یونگی جوفتمون رو جر میده..!
جونگ کوک. به من چه؟. ( طلب کار نگاش کرد
جیسو. تو یونگی رو نمی شناسی؟! اینجور موقعه ها همه رو دعوا و تنبیه میکنه!
جونگ کوک. پوکر نگاش کرد
جیسو . پاشو پاشو....یهو دیدی دختره ازت خوشت اومد شدی داماد ریس جمهور پارک..!( خنده
جونگ کوک. هعییی....چی چرت و پرت برای خود بلغور میکنی؟؟
جیسو . باشه حالاا...پاشو برو اون دخترا دیگه هنجره براش نموند....
جونگ کوک. به کتفم....( بلند شد و اومد به سمت اتاق...
جیسو. ریز خندید و سری از تاسف تکون داد ....
ا/ت. کمکککک....( بلند
جونگ کوک. در اتاق رو باز کرد و رفت داخل...( چه خبرته این جا رو گذاشتی رو سرت ؟...( بلند بهش توپید..
ادامه دارد.....
شرط ها:
۴۰ لایک
۲۰ کامنت
۱۵ باز نشر
#تابع_قوانین_ویسگون
'#ویسگون
#فیک
[ CARTOGRAPHER'S OATH ]
[ PART/3 ]
_____________________________________
اسلاید اول . مین یونگی
اسلاید دوم . ریس جمهور پارک
اسلاید سوم . کیم سوکجین
اسلاید چهارم . پارک رزی
[ این قسمت : درست یا غلط ؟ ]
ادمین . ا/ت بیهوش تو ماشین افتاده بود و جونگ کوک به سرعت به سمت یکی از مخفیگاه هاشون که از قبل اونجا قرار گذاشته بودن رفت...
وقتی رسیدن یونگی ا/ت رو انداخت روی شونه اش و رفت داخل و ا/ت رو روی صندلی نشوند و بستش ...
طبق دستور یونگی همه چهره هاشون رو بسته نگه داشتن و رفتن سر پست هاشون ...
یونگی. جیسو
جیسو . بله ؟
یونگی. این گوشی این دختره اس کاری کن ردی ازش نمونه...!
جیسو . حتماا.. ( گوشی گرفت و رفت ...
یونگی. جونگ کوک
جونگ کوک. بله؟
یونگی . حواست به این دختره باشه اگه بهشون اومد سعی کن چهرتو بهش نشون ندی ..!
جونگ کوک. اوکی.....خودت چرا نقابتو برداشتی؟ جای میخای بری؟
یونگی. اره باید برم باند کار دارم ... برمیگردم دوباره...
جونگ کوک. اوکی....فعلا
یونگی رفت....
۱ ساعت بعد
ا/ت. با سرگیجه عجیبی بیدار شدم..
من کجام؟ اینجا دیگه چه جهنم دره ایه؟
دیدم تار بود و یکم چشمامو رو هم فشار دادم و سرمو تکون دادم که بهتر شدم...
ا/ت. اهاییییی...کسی اینجا نیست....کمک..! ( داد
جونگ کوک. اوو فکر کنم بهوش اومد...
جیسو. از صداش معلومه جونگ کوک خان....محل نده خودش،خسته بشه ساکت میشه ..!
جونگ کوک. باشه..!
۲۰ دقیقه بعد
ا/ت . همچنان داد میزد و کمک می خاست و تقلا میکرد که خودش رو آزاد کنه اما بی فایده بود ...
جیسو. واییی این دختره چرا ساکت نمیشه صداش داره تو سرم می پیچه.!
جونگ کوک. خوب پاشو برو ساکتش کن.! ( بیخیال
جیسو . چرا من برم؟
جونگ کوک. چون صداش داره تو مخت می پیچه..!..( پوزخند زد
جیسو . یکی از به بازوش ... یااااا....من برم حوصله ندارم یهو دیدی زدم یه بلایی سرش آوردم بعد اون موقعه یونگی جوفتمون رو جر میده..!
جونگ کوک. به من چه؟. ( طلب کار نگاش کرد
جیسو. تو یونگی رو نمی شناسی؟! اینجور موقعه ها همه رو دعوا و تنبیه میکنه!
جونگ کوک. پوکر نگاش کرد
جیسو . پاشو پاشو....یهو دیدی دختره ازت خوشت اومد شدی داماد ریس جمهور پارک..!( خنده
جونگ کوک. هعییی....چی چرت و پرت برای خود بلغور میکنی؟؟
جیسو . باشه حالاا...پاشو برو اون دخترا دیگه هنجره براش نموند....
جونگ کوک. به کتفم....( بلند شد و اومد به سمت اتاق...
جیسو. ریز خندید و سری از تاسف تکون داد ....
ا/ت. کمکککک....( بلند
جونگ کوک. در اتاق رو باز کرد و رفت داخل...( چه خبرته این جا رو گذاشتی رو سرت ؟...( بلند بهش توپید..
ادامه دارد.....
شرط ها:
۴۰ لایک
۲۰ کامنت
۱۵ باز نشر
#تابع_قوانین_ویسگون
'#ویسگون
#فیک
- ۳.۳k
- ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط